شعرهایی که به تو بدهکارم

تو چرا این همه غمگین و پریشان شده ای ؟!!!....

 

 شخصیتی که محوِ فروپاشی ِ من است

انصافاً او عجیب ترین حالت ِ زن است

 از بس که قهر کرد و من از رو نرفته ام

فهمیده بهترین رَوِشَش قهر کردن است

 وقتی جواب ِ هیچ کسی را نمی دهد

یعنی که با زمان و زمین نیز دشمن است

 از لحظه ای که رفت و به عهدش وفا نکرد

کارم نشستن است و فقط غصه خوردن است

 یعنی غرورها به کجا ختم می شود ؟

شاید برای ِ هق هق و از گریه مردن است

شغل ِ کسی که تازه جنون را چشیده است

 هی دستخط نوشتن و بعدش نبردن است

شاید شروع ِ شعر ِ من از چشم های ِ اوست

خاصیتی که البته از ماه ِ بهمن است

یادت که هست بکرترین جای ِ بوسه را ؟!

جغرافیای ِ بوسه فقط پشت ِ گردن است !!!!

وقتی مقدر است که شاعر شود کسی

راهش فقط نشستن و از گریه گفتن است

تقصیر ِ من نبود خودت شاهدی چرا ....

چیزی که مثل ِ روز برای ِ تو روشن است


 مجید پارسا

   + مجیـد پارسـا ; ٤:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱٠ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()