شعرهایی که به تو بدهکارم

تنها وبلاگ رسمی مجید پارسا

 

مردی نشسته آخر ِ شب گریه می کند

دارد میان ِ شعله ی تب گریه می کند

مردی کنار ِ آینه ای قنبرک زده

 دارد برای ِ یک رژ ِ لب گریه می کند

یک عکس ِ کهنه را کف ِدستش گرفته است

 از روی ِ احترام و ادب گریه می کند

وَر می رود به اسلحه ی خالی خودش

 هی ماشه را به سمت ِ عقب .... گریه می کند !!!!

تا نیمه های ِ شب الکی راه می رود

 یک کوچه را وجب به وجب گریه می کند

معمولا آخرش به خودش ضربه می زند

وقتی کسی بدون ِ سبب گریه می کند !!!!

احساس می کنم که خدا غصه می خورد

 وقتی که یک جوان ِ عزب گریه می کند !!!!

مجید پارسا

   + مجیـد پارسـا ; ٥:٠۸ ‎ق.ظ ; ٧ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()