شعرهایی که به تو بدهکارم

تو چرا این همه غمگین و پریشان شده ای ؟!!!....

 

 

این قصه با صدای تو آمد پیش

من ماندم و خیال تو کافر کیش

تقصیر تو به گردن ما افتاد

ما را رها نمی کند این تشویش

آیا به چشمهای تو مربوط است

این حال زار و سینه ی از غم بیش ؟

انگار حال ِ ما تو نمی دانی !!

.

.

.

مجید پارسا

 

 

 

   + مجیـد پارسـا ; ٥:٥۳ ‎ق.ظ ; ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

 

دوباره آمدن و مبتلا شدن سخت است 
که نقشِ اول ِ این ماجرا شدن سخت است
برایِ آن که سکوتِ تو را نمی فهمد 
چقدر حنجره ی بی صدا شدن سخت است !!!!
بنا نبود بمانی چرا به من گفتی 
کلاغِ آخرِ این قصه ها شدن سخت است ؟!
تو رفتی از همه دنیا گذشتم اما این
گذشتن از همه چیز و رها شدن سخت است
بیا از اولِ این ماجرا خودت برگرد 
که آشنائی و بعدش جدا شدن سخت است
شکسته است غرورش وگرنه شیطان هم 
نمازِ اولِ وقتش قضا شدن سخت است
مزاح بوده انالحق کسی اگر گفته 
برای شخصِ خدا هم خدا شدن سخت است !!

مجید پارسا

 

   + مجیـد پارسـا ; ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

 

 مرا بهانه کردی و به این بهانه بد شدی

شبیه ِ آن کسی که باورم نمی شود شدی

تمام ِ کاسه کوزه های ِ ما شکست روی ِ هم

همان شبی که از دم ِ حیاط ِ خانه رد شدی

اگرچه رفته ای ولی نشسته ام به پای ِ تو

تو آن کسی که از دل ِ کسی نمی رود شدی

.

.

مجید پارسا

  

   + مجیـد پارسـا ; ٥:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()